
مبارزه سوما و پرواز به ارتفاعات بزرگ
در یک شهر کوچک و شلوغ، دختری معمولی به نام سوما با رویاهای خارق العاده ای زندگی می کرد. روزهایی که در مدرسه سپری میشود، شبها در مرکز تمرینی تکواندو با ضربات بالا و ضربات مشت میگذرد.#

اشتیاق آتشین سوما به تکواندو مشهود بود. او آرزو داشت که قهرمان شود و هدفش قهرمانی در مسابقات جهانی تکواندو بود.

با این حال، سوما با یک مانع دلهره آور روبرو شد، ترس نهایی او - چالش کمربند سیاه. او فکر کرد: "آیا می توانم بر ترسم غلبه کنم؟"

سوما تصمیم گرفت بر ترس خود غلبه کند. او بی وقفه تمرین می کرد و با هر جلسه تمرین بهبود می یافت. عزم او تزلزل ناپذیر بود.#

روز قهرمانی فرا رسید. سوما، پر از اعصاب، نفس عمیقی کشید و به خود یادآوری کرد: "خودت را باور کن، تو می توانی این کار را انجام دهی."

سوما شجاعانه و با فضل جنگید. با هر لگد و مشت بر ترسش غلبه می کرد و به رویای خود نزدیک می شد.

با یک ضربه محکم نهایی سوما قهرمان شد! او متوجه شد، این فقط برای برنده شدن نیست، بلکه برای یافتن شجاعت در درون خودتان است.
