
رویای نور ستاره شایان
شایان پسری زیبا با موهای مجعد بود که عاشق آواز خواندن بود. او آرزو داشت خواننده بزرگی شود و در مقابل هزاران نفر اجرا کند.#

یک روز شایان پوستری برای مسابقه خوانندگی دید. او با هیجان و مصمم تصمیم گرفت شرکت کند و استعداد خود را به جهانیان نشان دهد.#

شایان هر روز خستگی ناپذیر تمرین می کرد و صدای خود را کامل می کرد و برای مسابقه آماده می شد. تلاش و فداکاری او نتیجه داد.#

در روز مسابقه، شایان احساس عصبی بودن اما اعتماد به نفس داشت. او به روی صحنه رفت و با تمام وجود شروع به خواندن کرد.

حضار مجذوب اجرای شایان شدند. وقتی کارش تمام شد، آنها به شدت تشویق شدند، و او میدانست که تمام تلاشش را کرده است.

با خوشحالی او، شایان برنده مسابقه شد. رویای ستاره شدن او اکنون به واقعیت تبدیل شده بود و او بسیار خوشحال بود.

سفر شایان به او آموخت که با سخت کوشی، فداکاری و ایمان به خود می توان رویاها را محقق کرد. او اکنون آماده بود تا دنیا را در دست بگیرد.#
