
درس مهربانی هادی
یک بار پسری مو مجعد به نام هادی بود که عادت داشت دیگران را اذیت کند. یک روز تصمیم گرفت با همکلاسی هایش حقه بازی کند.#

هادی توپ کاغذی را به سمت دوستش پرتاب کرد و همه را به خنده انداخت. اما خیلی زود ترفندهای مزاحم او از حد گذشت و همکلاسی هایش عصبانی شدند.#

هادی با فهمیدن آسیبی که وارد کرده احساس شرمندگی کرد. او تصمیم گرفت با کمک به دیگران و یادگیری مهربانتر بودن جبران کند.

روزی هادی دختری را دید که به سختی کتاب هایش را حمل می کند. او به او کمک کرد و آنها را برای او حمل کرد و باعث شد لبخند بزند.

محبتهای هادی به زودی در سراسر مدرسه پیچید و همکلاسیهایش او را از دید دیگری دیدند.

دگرگونی او باعث شد هادی متوجه شود که مهربان بودن بسیار مفیدتر از حقه بازی با دیگران است.

هادی به دوستی مهربان و مفید تبدیل شد و به همه اطرافیان خود اهمیت رفتار با دیگران با احترام و شفقت را آموخت.
